به گزارش اختصاصی نفت آرا،در فروردین ۱۴۰۴، برای نخستینبار در عمر ۴۶ساله جمهوری اسلامی، علی لاریجانی ـ مشاور رهبری و از چهرههای اصلی نظام ـ تهدیدی تلویحی در حوزه هستهای علیه ایالات متحده آمریکا مطرح کرد. او گفت: «حمله به تأسیسات هستهای ایران به سود آمریکاییها نیست؛ در این صورت، مجبور میشویم به سمت دیگری حرکت کنیم و داشتن سلاح هستهای توجیه ثانویه پیدا میکند».
هرچند ایران همواره بر اساس فتوای رهبری، سلاح هستهای را حرام شرعی دانسته، اما در سخنان لاریجانی نوعی تغییر لحن و ورود به «منطقه خاکستری» فقهی و استراتژیک به چشم میخورد. پرسش اینجاست: آیا نظام در حال بازتعریف گفتمان هستهای خود است؟ بازی با کارت «آستانه توانمندی»
طبق گزارشها، ایران اکنون حدود ۲۶۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای بالای ۶۰ درصد در اختیار دارد؛ این حجم از اورانیوم میتواند معادل ۵ تا ۶ بمب اتم باشد. با این سطح از توانمندی، ایران وارد مرحلهای شده که اصطلاحاً threshold capability نام دارد؛ یعنی توان فنی لازم برای تولید سلاح هستهای در کوتاهمدت، بدون آنکه الزاماً از نظر حقوقی آن را تولید کرده باشد.
تهدید ضمنی لاریجانی را میتوان تلاشی برای اهرمسازی در مذاکرات احتمالی دانست؛ انتقال این پیام به غرب که «اگر فشارها ادامه یابد، بازدارندگی هستهای به گزینهای جدی تبدیل خواهد شد». فشار مردم یا عنوان ثانوی؟
لاریجانی گفته است در صورت خطای آمریکا، ایران «با فشار مردم» ممکن است ناچار به ساخت بمب شود. این توجیه، نه از نظر فقهی پذیرفته است و نه در افکار عمومی داخلی و خارجی قابل قبول. واقعیت آن است که در حوزه فقه حکومتی، تغییر مواضع باید بر مبنای عناوین ثانویه فقهی و احکام اضطراری باشد، نه احساسات مردمی.
وزیر ارشاد نیز در توییتی تصریح کرد که فتوای رهبری «بر مبنای اصول مبنایی و لایتغیر» صادر شده و نه شرایط متغیر سیاسی. با این حال، تجربه تاریخ جمهوری اسلامی نشان داده که در موارد خاص، احکام ثانویه میتوانند مسیرهای متفاوتی را پیش پای تصمیمگیران بگذارند (نمونه مشهور: پذیرش قطعنامه ۵۹۸ در سال ۶۷). فقه، سیاست و بازدارندگی
در میان علما، دیدگاههایی وجود دارد که ساخت سلاحهای غیرمتعارف (حتی اتمی) را نیز ذیل آیهی «و أعدوا لهم ما استطعتم من قوه» توجیهپذیر میدانند. البته استفاده از چنین سلاحهایی، بهویژه در مقیاس وسیع، همواره محل مناقشه بوده است. با این حال، اگر هدف صرفاً بازدارندگی باشد و نه استفاده، ممکن است برخی فقیهان ساخت و انبار سلاح را با نگاه اضطراری و دفاعی توجیهپذیر بدانند. پرچم غلط؟
منتقدانی چون زیدآبادی و ابطحی هشدار دادهاند که این تغییر لحن، ممکن است ایران را دقیقاً به درون تلهای بیندازد که اسرائیل برایش طراحی کرده است. آنها معتقدند هرگونه فاصله گرفتن از فتوای صریح رهبری، بازی در زمین دشمن است و ایران را از موضع مشروعیت دفاعی خارج میکند. جمعبندی
تغییر لحن علی لاریجانی و برخی چهرههای دیگر، نشاندهنده ورود تدریجی جمهوری اسلامی به یک منطقه خاکستری هستهای است؛ منطقهای که در آن، نه خروج از تعهدات اعلام میشود و نه تمکین کامل به فشارهای خارجی. این رویکرد، هرچند ممکن است در کوتاهمدت بازدارندگی ایجاد کند، اما در بلندمدت نیازمند توجیه فقهی، مشروعیت اجتماعی، و محاسبه دقیق پیامدهای بینالمللی است.