.jpg)
این پیشنهاد در نگاه اول منطقی به نظر میرسد، اما اجرای آن با چالشهای اساسی مواجه است که در ادامه بررسی میشود.
۱. زیرساخت و هزینههای جابهجایی
انتقال صنایع بزرگ مانند فولاد مبارکه اصفهان یا پتروشیمی شیراز مستلزم هزینههای هنگفتی است. این صنایع نهتنها نیاز به تأسیسات عظیم دارند، بلکه جابهجایی آنها باعث از بین رفتن سرمایهگذاریهای چند دههای و تحمیل هزینههای چند هزار میلیاردی به اقتصاد کشور خواهد شد.
۲. نیروی انسانی و تبعات اجتماعی
این صنایع هزاران شغل ایجاد کردهاند. انتقال آنها به سواحل جنوبی به معنی جابجایی گسترده نیروی کار یا ایجاد موج بیکاری در استانهایی مانند اصفهان و فارس است. بسیاری از کارکنان این صنایع سالها در همان مناطق زندگی کردهاند و انتقال آنها به مناطق جدید مشکلات اجتماعی و اقتصادی ایجاد میکند.
۳. ملاحظات زیستمحیطی
انتقال صنایع به سواحل خلیج فارس ممکن است مشکل کمآبی در مناطق مرکزی را کاهش دهد، اما به مشکلات زیستمحیطی جدیدی منجر خواهد شد. تخلیه پسابهای صنعتی در خلیج فارس، افزایش آلودگی هوا در مناطق ساحلی و تأثیرات مخرب بر اکوسیستم دریایی از پیامدهای احتمالی چنین جابهجاییای هستند.
۴. توسعه فناوریهای نوین آبرسانی بهجای انتقال صنایع
بهجای انتقال فیزیکی صنایع، سرمایهگذاری در فناوریهای نوین آبرسانی میتواند راهحل بهتری باشد. شیرینسازی آب دریا، استفاده از پسابهای تصفیهشده شهری و صنعتی و بهینهسازی مصرف آب در این صنایع میتواند بدون نیاز به انتقال صنایع، بحران آب را مدیریت کند.
۵. نقش پتروشیمیها در توسعه سواحل جنوبی
در مورد پتروشیمیها، توسعه در سواحل جنوبی کاملاً منطقی است، زیرا خوراک آنها عمدتاً از منابع گازی خلیج فارس تأمین میشود. اما صنایع فولاد وابسته به منابع معدنی داخلی هستند، و انتقال آنها به جنوب هزینههای حمل مواد اولیه را بهشدت افزایش میدهد.
جمعبندی
اگرچه انتقال صنایع آببر به سواحل جنوبی در نگاه اول میتواند به کاهش بحران آب کمک کند، اما چالشهای اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی جدی دارد. راهحل بهتر، سرمایهگذاری در فناوریهای مدیریت مصرف آب و استفاده از منابع جایگزین است تا بدون تحمیل هزینههای سنگین، مشکلات زیستمحیطی و بحران اشتغال، بحران آب مدیریت شود